السيد الخميني
156
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
پس از آن ، تفكر كند در مفاسد اخلاقى و اعمالى كه از غضب توليد شود ؛ و آثار اين خلق ناهنجار است كه هر يك ممكن است انسان را تا ابد مبتلا كند ، در دنيا گرفتار زحمت و بليه نمايد ، و در آخرت گرفتار عذاب و عقاب . اما مفاسد اخلاقى ، مثل كينهء بندگان خدا كه از اين خُلق زاييده شود ؛ بلكه گاهى منتهى شود به كينهء انبيا و اوليا ؛ بلكه كينهء ذات مقدس واجب الوجود و ولىّالِنعم ! و معلوم است قباحت و فساد آن چقدر عظيم است . پناه مىبرم به خداى تعالى از شر نفس سركش كه اگر عنانش لحظهاى گسيخته شود ، انسان را به خاك مذلت مىنشاند و به هلاكت ابد مىكشاند . و مثل حسد ، كه شمّهاى از فضايح آن را در سابق شنيدى در شرح حديث پنجم ؛ و غير از اينها از مفاسد ديگر . و اما مفاسد اعمالى ، پس محصور نيست . شايد در آن حال ، ردّهاى گويد ، يا سبّ انبيا و اوليا - نعوذ باللَّه - كند ، يا هتك حرمات الهيه و خرق نواميس محترمه نمايد ، يا قتل نفوس زكيّه كند ، يا خانمان بيچارهاى را به خاك مذلّت نشاند و نظام عايلهاى را مختل كند ، و كشف اسرار و هتك استار نمايد ، و ديگر از مفاسد بىشمار كه در حال فوران اين آتش ايمانسوز خانمان خراب كُن انسان به آن مبتلا شود . پس اين خلق را مىتوان گفت ام امراض نفسانيه و كليد هر شرّ است ؛ و در مقابل آن كظم غيظ و فرو نشاندن نايرهء غضب ، جوامع كلم و نقطهء تمركز محاسن و مجمع كرامات است . چنانچه در حديث شريف كافى وارد است : عِدَّةٌ مِنْ أَصْحابِنا ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْن خالِدٍ ، بِإسْنادِه عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّه - عليه السلام - قَالَ : « سمعت أبي يقول : أتى رسول الله رجل بدوي ، فقال : إني أسكن البادية ، فعلمني جوامع الكلام . فقال : آمرك أن لا تغضب ، فأعاد عليه الأعرابي المسألة ثلاث مرات ، حتى رجع الرجل إلى نفسه ، فقال : لاأسأل عن شيء بعد هذا ؛ ما أمرني رسول الله إلا بالخير . قال : وكان أبي يقول : أي شيء أشد من الغضب ؟ إن الرجل ليغضب فيقتل النفس التي حرم الله و يقذف المحصنة » « 1 » .
--> ( 1 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 303 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الغضب » ، حديث 4 ؛ وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 359 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 53 ، حديث 7 .